عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
630
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
باشد اطاعتش لازم است . 381 من حسنت سريرته حسنت علانيته هر كه باطنش خوب باشد ظاهرش هم خوب است ( و ظاهر آئينهء باطن است ) . 382 من طال عدوانه زال سلطانه : هر كه دشمنيش طولانى شود سلطه و اقتدارش از بين مى رود . 383 من امن الزّمان خانه و من اعظمه اهانه هر كه از حوادث زمان ايمن نشيند زمانه با وى خيانت كند و در عين حال هر كه او را بزرگ شمارد روزگار خوارش دارد ( پس انسان نبايد غافل باشد و اگر حادثهء پيش آيد بايد با بى اعتنائى تلقّى گردد ) . 384 من احسن الملكة امن الهلكة : هر كه نيكو مملكت دارى كند از هلاكت ايمن و بر كنار است . 385 من جار ملكه عجّل هلكه : هر كه در حوزهء سلطنتش ستم را پيشه سازد شتاب در هلاكت خود كرده است . 386 من ضعف جدهّ قوى ضدهّ : هر كه در كوشش و كار ناتوان باشد دشمنش توانا مىشود . 387 من ركب جدهّ قهر ضدهّ : هر كه بر اسب كوشش سوار شود دشمنيش مقهور گردد . 388 من زرع العدوان حصد الخسران : هر كه تخم دشمنى كار و خوشهء خسران و زيان درود . 389 من تعزّز باللهّ لم يذلهّ سلطان : هر كه عزّت از خدا جويد پادشاهش خوار كردن نتواند . 380 من اعتصم باللهّ لم يضرّ شيطان : هر كه به خداوند بزرگ پناه جويد شيطان زيان رساندنش نتواند . 381 من كثرت مخافته قلّت آفته : هر كه ترسش ( از خدا و يا خلق ) بسيار باشد زيان و آفتش كم است . 382 من كثرت فكرته حسنت عاقبته : هر كه فكر و انديشهاش ( براى آخرتش ) بسيار باشد پايان كارش نيكو است . 383 من كثرت تجربته قلّت غرتّه : هر كه آزمايشش بسيار باشد البتهّ كمتر فريب خورد . 384 من نظر فى العواقب امن من النّوائب : هر كه در پايان كارها بنگرد از گرفتاريها ايمن گردد . 385 من احكم من التّجارب سلم من العواطب هر كه از آزمايشها ( ى مردم ) خود را استوار سازد از تباهيها بر كنار است . 386 من طلب السّلامة لزم الاستقامة : آنكه